گروهی از خانوادههای مازندراني كه در دوران ساسانيان افسران ارتش ايران را تامين می كردند و به «اسپهبدان» معروف بودند، دست به مهاجرت از ايران زدهبودند. خانوادههای اسپهبدان و گروهی ديگر از ايرانيان پس از شکست ساسانيان برای اين كه به دست تازیان نيفتند، دست به مهاجرت به هند زدند. اين ايرانيان در سال ۷۱۶ميلادی به گجرات هند رسيدند و شهر سنجان «سنگان» را در آنجا بنیان نهادند. اين ايرانيان مهاجر، در هند به «پارسيان» معروف شدهاند كه پس از گذشت ۱۳ سده همچنان به ايران و فرهنگ ايراني وفادار ماندهاند. اين مهاجران در سدهي گذشته به صنعتي شدن و استقلال هند كمك بسیار كردند و شوهر بانو« اينديراگاندی» يك پارسی به نام« پيروز گاندی» بود كه پسرش «راجيو» نخست وزير هند شد و بيوه او «سونيا» هم اكنون ریيس حزب حاكم هند است.
مي گويند وقتي كه زرتشتيان مهاجر در «سنجان» از كشتي پياده شدند به راجهي (فرمانرواي) محل كه نامش «جاديرانا» بود پيامي فرستاده و درخواست پناهندگي نمودند. آنها در پيام خود نكتههاي زير را به آگاهي راجه رساندند تا وي آگاه باشد كه آيين آنها چندان با آداب ورسوم هندوان دوگانگی ندارد.
۱-ما پرستنده اهورامزدا ، خداوند بزرگ هستيم و براي خورشيد و عناصر چهارگانه(آب ، هوا ،خاك و آتش) احترام قائليم.
۲-هنگامي كه بدنهاي خود را ميشوييم و يا به عبادت ميپردازيم و يا غذا ميخوريم و يا در برابر آتش مقدس قرار ميگيريم، سكوت را رعايت ميكنيم.
۳-هنگام اجراي آيينهاي مذهبي از بخور و گل و عطر استفاده ميكنيم.
۴-ما سدره و كشتي ميبنديم.
۵-به ما سفارش شده كه با دادودهش باشيم و هر كجا استخري و يا چاه آبي وجود دارد آنرا براي استفاده ديگران كشفكنيم.
۶-به ما سفارش شده هم نسبت به مردان و هم نسبت به زنان مهربان باشيم و همدردي نشان بدهيم.
۷-هنگام عبادت و غذا خوردن كشتي ميبنديم.
۸-در آتش مقدس بخورميافكنيم و آن را معطرميسازيم.
۹-در زندگي زناشويي پاكي و وفاداري آيين ماست.
۱۰-روزي پنج بار نيايش اهورامزدا را بهجا ميآوريم.
۱۱-سالي يكبار به یاد و براي نياكانمان مراسم ويژهي مذهبي اجرا ميكنيم.
راجه هندي در آغاز پناهندگي آنها را نپذيرفت و براي اينكه تقاضاي آنان را مودبانه رد كرده باشد ، ظرفي پر از شير براي رهبر آنها ارسال داشت و منظورش از اينكار آن بود كه سرزمينش پرجمعيت است و ديگر جاي خالي در آن وجودندارد، كه آنان را در آن جاي بدهد . رهبر زرتشتيان مهاجر يك مشت شكر برگرفت و آن را با احتياط روي شير مزبور ريخت به طوري كه حتا يك قطره از شير بيرون نريخت. منظور وي از آميختن شكر به شير آن بود كه نخست به راجه بفهماند بازجا براي سكونت يك عدهي معدود در سرزمينش پيدا ميشود ، دوم اينكه اين عده معدود زندگي هندوان را شيرين تر خواهند ساخت! راجه از اين شيرينكاري بهاندازهاي خوشش آمد كه نه تنها به آنها اجازه اقامت داد بلكه تسهيلات لازم را نيز فراهم آورد تا در سرزمين هند بهآسودگي زندگي كنند .
بعضي از مهمترين شخصيتهاي پارسيان هند:
در دانش و صنعت